تبليغاتX
خون شهید

خون شهید

درباره همه چیز علی الخصوص شهدا

متن خواندنی و منتشر نشده گفت و گوی احمدی نژاد با خبرنگاران قبل از انتخابات (1)
روستازاده ای عاشق ملت ایرانم / مردم ؛ زیباترین واژه عالم / آزادی مطبوعات تنها یک جلوه از آزادی است / هنر باید حمایت شود / موسیقی لازمه زندگی است
دکتر محمود احمدی نژاد رییس جمهور منتخب ملت ایران تاکید کرد که روستا زاده ای عاشق ملت ایران است و از آنجا که افتخار می کند عضوی از جامعه بزرگ ایرانیان می باشد، تلاش برای اعتلای آنان را وظیفه خود می داند.

به گزارش خبرگزاری "مهر" احمدی نژاد که اکنون از سوی ملت ایران به ریاست جمهوری برگزیده شده است، پیش از برگزاری انتخابات وطی نشست صمیمانه ای در استودیوی شماره چهار رادیو تهران با سوالات متنوع تعدادی از خبرنگاران روبرو شد.

او در ابتدای گفت و گو روایت مختصری از زندگی خود را برای خبرنگاران تبیین کرد و توضیح داد که در روستای "ارادان" از توابع شهرستان "گرمسار" متولد شده، اما از شش ماهگی تا کنون در محله نارمک تهران که دوران دبستان و دبیرستان و حتی دانشگاه را در این منطقه گذرانده است، زندگی می کند.

رییس جمهور منتخب ملت گفت که پدرش آهنگری داشت و برای او بسیار زحمت کشید تا در رشته مهندسی عمران وارد دانشگاه علم و صنعت شود و کارشناسی ارشد مهندسی عمران، راه و ترابری و دکترای عمران، راه و برنامه ریزی حمل و نقل را کسب نماید، اما پدر در سال 72 بر اثر حادثه تصادف فوت کرده است.

دکتر احمدی نژاد زندگی نامه خود را اینگونه ادامه داد: از سال 1368عضو رسمی هیات علمی دانشگاه علم و صنعت ایران هستم و در سطوح کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا تدریس می کنم و تا امروز هم بیش از 50 دانشجو در دوره های کارشناسی ارشد و دکترا، پایان نامه و رساله شان را با من گذرانده و مقالات، تحقیقات و کتب علمی منتشر کرده اند.

"به سهم خودم در تشکل های دانشجویی فعالیت می کردم و هم در انجمن اسلامی دانشگاه علم و صنعت و در دفتر تحکیم وحدت  به عنوان هیات موسس اولین شورای مرکزی فعالیت داشتم. از دوران دبیرستان کوه نوردی می کردم ، اما در دانشگاه عضو ثابت تیم فوتبال بودم و در چند دوره مسابقات سراسری شرکت کردم ؛ همینطور در تیم هاکی دانشگاه  یک دور به مقام نایب قهرمانی کشور رسیدیم". 

رییس جمهو منتخب ملت در ادامه یادآور شد که "در سال 59 با یکی از دانشجویان دانشگاه علم و صنعت که در همانجا با او آشنا شدم ازدواج کردم و مراسم ازدواج ما هم در مراسم ازدواج دانشجویی در دانشگاه برگزار شد".

همسر دکتر احمدی نژاد مهندس مکانیک است و فوق لیسانس تعلیم و تربیت دارد، اما اکنون دبیر است و حاصل ازدواج محمود با او تشکیل یک خانواده بسیار گرم و صمیمی با سه فرزند است؛ دختر آنان که امسال ازدواج کرده است، به زودی لیسانس برق می گیرد و مهدی پسر ارشد منتخب ملت رشته مهندسی عمران می خواند و ترم آخر آن را می گذراند، اما "علیرضا به تازگی دوره متوسطه را تمام کرده است تا انشاءالله سال آینده در کنکور شرکت کند."

به گزارش "مهر" احمدی نژاد در ادامه به سوابق مدیریتی و اجرایی اش اشاره کرد و اضافه کرد : در مدت چهار سال بین سال های 59 تا 63 در آذربایجان غربی در خدمت مردم ماکو و خوی بودم که برای یک سال به عنوان معاون فرماندار و سه سال فرماندار انجام وظیفه کردم. در بین سال های 63 تا 65 نیز مشاور عمرانی استاندار کردستان و سال های 66 و 67 مسئول مهندسی رزمی لشگر 6 بودم. از سال 72 تا 76 نیز اولین استاندار اردبیل و از 82 تاکنون هم در شهرداری خدمتگزار مردم تهران هستم.

رییس جمهور منتخب ملت در این گفت و گو تاکید کرد که هیچ نسبت سببی و نسبی با هیچ کدام از سران ندارد و در ادامه با خنده می گوید "خوشبختانه از این نظر که بازار شایعات این روزها داغ است، تاکنون داماد چهل نفر شده ام."

احمدی نژاد به ریاضیات و ورزش بسیار علاقه مند بوده و در طول زندگی خود خیلی از بازی ها را ابداع می کرده است.

خبرگزاری مهر بخش اول کامل گفت و گوی خواندنی و صمیمانه رییس جمهوری منتخب ملت و چند تن از خبرنگاران را منتشر می کند:

- اول بگویید چند سالتونه؟

احمدی نژاد: به من می گویند جوان و حیفم می آید که این واژه جوان از رویم برداشته شود. متولد 1335 هستم و چند وقت دیگر 49 سالم تمام می شود اما با جوان ها زندگی می کنم و جوان هستم. فضای جوانان، ما را هم جوان نگه داشته است.

- برای شروع گفت و گو، کلماتی در عرصه سیاست، فرهنگ و حوزه های دیگر می گویم و شما در یک جمله پاسخ دهید که با شنیدن این کلمات، چه مطلبی به ذهن تان می رسد :

تورم:

احمدی نژاد: تبعیض. یعنی از جیب پائینی ها در می آید و به جیب بالاترها می رود.

تحجر:

احمدی نژاد: یعنی دو هزار سال پیش .

آقازاده ها:

احمدی نژاد: من یک آقازاده می شناسم که آدم خوبی است. آن هم وزیر نفت بود الان رئیس انرژی اتمی است.

مجری: این کلمه جمع بسته شده است. 

احمدی نژاد: آنها که به نوعی وصل به قدرت و تصمیم گیرندگان هستند و سوء استفاده می کنند. لزوما آقازاده نیستند. منحصر به یک عده خاص هم نیستند ،گرچه شاید جمعشان محدود باشد اما نگوئیم که فرزند این چند نفر آقا زاده هستند . ممکن است کسانی دیگر هم باشند و فرزند هیچ آقایی هم نباشند اما فرصت طلب باشند مهم این است که این حلقه را باید شکست و این ارتباطات را باید قطع کرد.

قشر آسیب پذیر:

احمدی نژاد: تحریف در واژه ها، ما قشر محروم و مستضعف داریم که کاملا بار منفی متفاوت دارد.مستضعف یعنی حقش را باید داد اما آسیب پذیر یعنی اینکه مشکل از اوست  وضعفی دارد که اشتباه بزرگ در طراحی اقتصاد ما اتفاق افتاده است.

رانت:

احمدی نژاد: آدم هایی که شایستگی ندارند و از طریق ارتباطات به منافع مادی و معنوی می رسند.

تجارت جهانی:

احمدی نژاد: باید با قدرت وارد شد. از موضع ضعف برویم تمام اقتصاد ما ویران است .

آزادی و مطبوعات:

احمدی نژاد: بفرمائید "آزادی" که روح انقلاب اسلامی است و بزرگترین عطیه ای است که خداوند به بشر اعطا کرده است. همه باید آزاد باشند در همه عرصه ها، آزادی مطبوعات یک جلوه از آزادی است.

مردم:

احمدی نژاد: "مردم ایران" اگر بگوئید زیباترین واژه در عالم است که می توان دید. مردم اقیانوس مواج و زلال محبت و عشق و بالندگی هستند.

قانون اساسی:

احمدی نژاد: پایه هویت و اقتدار امروز ما .

گفت وگوی تمدن ها:

احمدی نژاد: اگر خوب انجام شود خوب است .

خط فقر:

احمدی نژاد: از خط های فرضی. است نسبتی است بر اساس اینکه عده ای در نیازهای اولیه زندگی مشکل دارند. از سوی بانک، خط فقر را تعریف کردند.

- حقوق شما در شهرداری چقدر است ؟

احمدی نژاد: من از شهرداری حقوقی نمی گیرم حقوق استاد دانشگاهی است. حقوق شهردار تهران دو میلیون تومان است، دو میلیون هم حقوق عمرانی است.

- چرا شما از شهرداری حقوق نمی گیرد؟

احمدی نژاد: چرا باید بگیرم. کارمند دولت هستم و حقوق می گیرم الحمد لله کفایت هم می کند. همسرم هم حقوق می گیرد.

- شما حقوق نمی گیرید حقوقتان کجا می رود؟ 

احمدی نژاد: در حساب شهرداری می ماند. جایی نمی رود، خرج شهر می شود. در قانون بودجه شهرداری یک ردیف وجود  دارد که در ردیف اول حقوق شهردار است که از ابتدا گفتم آن را صفر قرار دهید. به نظرم نگاه باید در مدیریت ما عوض شود. مدیران باید با مردم زندگی کنند. نمی شود یک مدیر به گونه ای زندگی کند که نفهمد مردم چه می کشند.

- اگر حقوق خودتان 150 هزار تومان بود چگونه زندگی می کردید با وجود سه فرزند؟

احمدی نژاد: اصلا نمی شود در تهران با این وضع زندگی کرد. زندگی  در این شرایط مفهوم ندارد.

- می دانید رئیس جمهور چقدر حقوق می گیرد؟

احمدی نژاد: نه نمی دانم  و برایم مهم نیست .

- اگر رئیس جمهور شوید حقوق نمی گیرید؟

احمدی نژاد: نه، همین حقوق دانشگاه را می گیرم. ان شاء الله کلاس های دانشگاه هم ادامه پیدا کند.

- تدریس را ادامه می دهید؟

احمدی نژاد: بله حتما،  یادتان باشد که ارتباط با دانشجو بسیار نشاط آفرین است. حضور در بین بهترین ها است، یک پشتوانه علمی است.  مدیر کشوراز نظر علمی باید به روز باشد. اینها پشتوانه مدیریت هستند .در تهران صدها متخصص و مهندس  پشت تصمیمات شهرداری آمدند.

- آیا می دانید الان چند درصد مردم ایران به صورت همگانی ورزش می کنند ؟ سیاست شما در مورد اینترنت، ماهواره و اصولا اطلاعات آزاد چیست؟

احمدی نژاد: ورزش به نظر من از ضروریات زندگی است. ما جامعه پرتحرک با نشاط و شاداب می خواهیم و ورزش یکی از موثرترین ابزارها است. آنها که به ورزش روی آورده اند درصدشان خیلی پایین است. آمار رسمی در کشور نیست اما برآورد خود من این است که کمتر از سه درصد مردم به ورزش روی می آورند. این خیلی کم است و باید به صد درصد برسیم. همه باید ورزش کنند، ورزش برای همه ضروری است. این هم نیازمند سرمایه گذاری است.

ما سالانه یک میلیارد دلار دارو وارد می کنیم و این خیلی بد است. با کمتر از 4/1 این مبلغ می شود سلامت را در جامعه گسترش داد و داروهای شیمیایی مصرف نکرد. رویکرد مدیران مهم است و فضای فرهنگی که ما برای ورزش درست می کنیم. به نظرم ما ورزش را باید در چهار سطح گسترش دهیم. آنچه در دنیا معمول است، سه سطح است.

اما ما ایرانی ها، سطحی اختصاصی خودمان داریم که ورزش همگانی است. همه باید ورزش کنند در تهران این اتفاق افتاد. در اکثر بوستان ها مربیان، ورزش همگانی را برقرار کرده اند و در حال گسترش فضاهای ورزشی هستند. در دو سال اخیر بیش از 160 مجموعه ورزشی ساخته شد و در دست احداث است که باید در سطح کشور گسترش پیدا کند.

روی ورزش نیمه حرفه ای و حرفه ای و قهرمانی هم باید سرمایه گذاری کرد. در کنار اینها ما در کشورمان یک ورزش داریم که اختصاصی ماست، آن هم ورزش پهلوانی است. این ورزش کاملا فرهنگی است علاوه بر اینکه جسم تلاش می کند  حامل یک مجموعه، نظام فرهنگی و ارزشی مخصوص ما ایرانی هاست که در هر استانی و در هر بومی که وارد شوی می بینی این ورزش هست که خوشبختانه این سالها به آن کمی توجه شده است که کافی نیست.

در بخش ورزش ما باید به زنان توجه ویژه داشته باشیم. زنان به خاطر مسئولیت های سنگین تری که نسبت به مردان دارند برایشان باید سرمایه گذاری بیشتری شود و فرصت های بیشتری برای بالندگی خانم ها فراهم کنیم چراکه خانمها پایه نشاط، شادی و مهربانی هستند.

الان در همه جای دنیا از ورزش حمایت می شود. حمایت جدی به خصوص از ورزش حرفه ای راه را باز می کند. قله ها و ستاره ها را که نشان می دهیم همه به ورزش تشویق می شوند باید ما آنقدر ستاره داشته باشیم که هرکس با هر سلیقه ای به ورزش تشویق شود.از وزنه برداری تا تنیس روی میز، طیف وسیع ورزش که ما باید در همه رشته ها ستاره های جهانی داشته باشیم.

بخش های اقتصاد و صنایع ما باید از ورزش پشتیبانی کنند. تیم هایی که مورد حمایت هستند معمولا موفق هستند. همین امسال در لیگ ما تیم فولاد چون پشتوانه خوب مالی دارد قهرمان شد. تیم های پیروزی و استقلال که تیم های خوب کشور هستند چند سال است مشکل دارند که باید حمایت شوند. اینها بسترهای رشد استعدادها و قهرمانها هستند.

اما در رابطه با جریان آزاد اطلاعات فکر می کنم که باید رویکردمان را عوض کنیم . ما در 20 سال اخیر منفعل بوده ایم اما ملت ما در تاریخ هیچگاه منفعل نبود و همیشه تاثیرگذار بوده است. ملت ما تاثیرگذار و تمدن ساز بوده، ما درباره علم، فرهنگ و اندیشه برای دنیا حرف داریم. هرکجای دنیا بروید آثار اندیشه، تمدن و هنر ایرانی را می بینید. ایران ملت بالنده است.

ما در مقابل پدیده های جهانی باید فعال برخورد کنیم یعنی ظرفیتهای داخلی را فعال کنیم و تاثیرگذار باشیم. من تردید ندارم جوانان امروز ما اگر تجهیز شوند و حمایت شوند تمام عرصه های رسانه ای دنیا را پر می کنند. در همین انتخابات دیدید که جوانان از شبکه چه استفاده ای کردند البته یک مقدار رقابت های جوانان در آن بود. شما ببینید چقدر انواع ابتکارات در معرفی، تبلیغ و پیام رسانی ایجاد کردند. در بخش نرم افزاری و تولید اندیشه، ملتی بسیار قوی هستیم.

هنر ما الان تقریبا بدون متولی است. این هنر قابل عرضه به همه دنیاست. اندیشه ما قابل عرضه به همه دنیاست و جاذبه هم دارد بالاخره اصالت های انسانی و الهی در آن است و دنیا آن را می پذیرد منتهی مدیریت فرهنگی ما مدیریت منفعلی است طوری شده است که انگار ما آنقدر ضعیف شده ایم که حالا باید نگاه کنیم ببینیم دیگران چه می گویند و چه برخوردی داشته باشیم باید آنچنان قوی وارد شویم تا همه فضا را پر کنیم و این شدنی است.

- ورود افکار دیگر از طریق ماهواره و ...، اشاره مستقیم داشته باشید که چقدر اجازه می دهید؟

احمدی نژاد: ما مسلمانیم باید افکار را وارد کنیم، نقد کنیم، جواب دهیم و تولید کنیم. ما حرف داریم برای گفتن، منطق ما مسلط است بر همه منطق ها بنابراین ما حتی در دانشگاهها باید کرسی های اختصاصی بگذاریم برای طرح اندیشه ها، تا افراد راحت و با آزادی مسائل را طرح کنند و این مورد حمایت دولت قرار گیرد. طرح اندیشه شود تا افکار ما فعال شود.در تفکر ما این یک اصل است ، جلوی اندیشه را نمی شود گرفت اندیشه مثل یک نسیم است پراکنده می شود ممکن است یک دفعه عطر آن عطر خوشایندی و یا ناخوشایند باشد اما ناگهان منتشر می شود. ما باید افکار را تولید و منتشر کنیم این تنها راه است و راه دیگری نیست.

- می گویند آقای احمدی نژاد با فرم لباس پوشیدن و آرایش موهای جوانان برخورد می کند می خواهم ببینم درست است یا نه ؟

احمدی نژاد: به نظرم اینها پاسخ ندارد. متاسفانه اینها بداخلاقی های زمان انتخابات است به جای اینکه نکات مثبت کاندیدای خود را بگویند این موارد را مطرح می کنند. این بد اخلاقی مدتی است شروع شده و زمانی که احمدی نژاد مورد اقبال مردم بزرگوار قرار گرفت، یکباره تبدیل شد به موجود بسیار سیاه پلید و مرکز همه بدی ها که هر بدی هر کس به ذهنش می رسید به من نسبت می داد.

به نظرم این یک حربه شکست خورده است مشکلی که من وحتی مردم با این آقایان دارند بحث لباس و موی جوانان نیست جوان آزاد است هر طور می خواهد موهایش را بگذارد اینکه یک امر کاملا شخصی است دوره جوانی یک بخشی از آن همین کارهاست جوان باید به خودش برسد بانشاط و متنوع باشد. مشکل ما بر سر نحوه مدیریت کشور، تخصیص منابع کشور، کرامت انسانها، تبعیض، فقر و منابع عظیمی است که ما داریم و در این هزار در مدیریتهای ضعیف غیرعلمی این منابع تبدیل به یک خروجی مناسب برای مردم نمی شود. 

به گزارش "مهر" ادامه متن کامل گفتگوی صمیمی و منتشر نشده رییس جمهور منتخب با گروهی از خبرنگاران چنین است:

بخش اجتماعی، حوزه ای جدا از بخش اقتصادی دارد که شما می فرمائید؟

احمدی نژاد: سوال مشخص شهروند ما هم همین است من هم ریشه اش را عرض می کنم.  می خواهم بگویم ریشه این شایعات کجاست؟ بحث جای دیگری است، چون نمی توانند پاسخ دهند با منطق قوی این را در فضاهای موهوم می برند مثلا می گویند که اگر بیاید بگیر وببند دارد، من هم یک نفر هستم مثل مردم ایران؛ دیگه دارم با بقیه زندگی می کنم اصلا چه کسی توانسته چیزی را به مردم ایران تحمیل کند. این بزرگترین توهین به مردم است.

الان بزرگترین قدرت های دنیا نمی توانند چیزی را به ملت ایران تحمیل کنند. ملت ایران خود انتخاب می کند و تا الان هم خودش انتخاب کرده است. این ادامه همان دیدگاهی است که ملت را دست دوم می داند در عرصه های رسانه و جهانی هم منفعل برخورد می کند فکر می کند ملت ایران یک ملت تو سری خور است . ملت ایران خودش انتخاب می کند من هم  کاندیدایی هستم که از متن مردم آمدم.

هیچ حزب و گروه و دسته نهاد و وزارتخانه در واقع نظرش به بنده نبود از متن همین مردم جوانان درآمدم اینها یک ملت هستند ما یک خانواده ایم حالا جوان ما دوست دارد مویش را بلند کند یا این طرفی بزند یا آن طرفی او جوان ماست، سرمایه ماست عزیز ما است. به نظر من اینها بیشتر سیاسی است تا فرهنگی و پاسخش را هم باید سیاسی داد. خیر، نه مشکل کشور، نه ملت و نه مشکل مدیریت ما این است.

البته زندگی من رفتار فرهنگی من کاملا مشخص است الان در دانشگاه هر سال با 80 - 100 دانشجو سرو کار دارم هم اکنون هم که در شهرداری هستم کلاس هایم برقرار است شاید اگر درجه بندی کنید در دانشگاهها صمیمی ترین روابط، بین دانشجویان و بنده برقرار است یعنی دانشجو 15 سال قبل با من درس گرفته و فارغ التحصیل شده الان ارتباط تلفنی دارد سر می زند. درخانواده  همه تیپ هستند، بچه ها با هم متفاوتند اما  بچه هایمان هستند و عزیزند. اصلا دولت مقابل مردم نیست دولت خادم همه مردم است .هرکسی و هر ایرانی که در این سرزمین و هر جای دنیا که زندگی می کند برای دولت عزیز است و دولت باید به او خدمت کند،حمایت کند ، حقوقش محفوظ باشد و از کرامتش حفاظت کند. اجازه تعدی بر او را ندهد این تعریف دولت است .همان که شبنامه می نویسد، در حمایت من اطلاعیه می دهد افراد را به خیابان ها راه می اندازد ما هم نامه می نویسیم که جلوی آن را بگیرید که اهمال می شود و این بد اخلاقی انتخاباتی است که فکر نمی کنم به ثمر برسد و چون ناشی از عدم شناخت درک و شعور مردم ایران است.

- آقای دکتر چرا می خواهید رئیس جمهور شوید ؟ شما فکر نمی کنید شهردار کلان شهری مثل تهران نمی تواند الگوی مناسبی برای خدمت باشد؟

احمدی نژاد: بله ! شهرداری جای خوبی برای خدمت است، اما توجه کنید که کشور مهمتر است یا تهران؟ حتما کشور مهمتر است. اگر کسی احساس کند که می تواند کشور را بهتر اداره کند وظیفه اش است. اینجا نگاه پست و مقام نیست. ما در ایران ملتی داریم که جاروکشی این ملت شرف و افتخار دارد به همه مناسب جهان، چون بهترین ملت هاست.

واقعا به شما عرض می کنم عاشق این مردم هستم و افتخار می کنم که جزء ملت ایران هستم یک صحنه هایی آدم از این ملت می بیند که در هیچ جای دنیا نیست از محبت و آگاهی و فداکاری و بزرگ منشی، حتی شما هم اگر احساس کردید می توانید کشور را اداره کنید می توانید بیائید موظف هستید .

من اوضاع کشور را بررسی کردم و اتفاقا آخرین نفری بودم که آمدم. به نظرم رسید با این منابع و مردم، کشور را خیلی بهتر از وضع موجود می توان اداره کرد. احساس وظیفه کردم و نتایج انتخابات 27 خرداد هم نشان داد که این تلقی و گرایش در متن مردم ما بسیار قوی است.

کسی که هیچ حزب و گروهی حمایتش نمی کند ،هیچ منابع مالی هم ندارد سازمان های دولتی هم تقریبا جلویش صف کشیده اند اما از متن مردم مورد حمایت قرارمی گیرد، معنایش این است که مردم هم تحول در مدیریت را می خواهند. مردم می خواهند خودشان دخالت کنند در اداره کشور و فکر می کنیم این مسیر خوبی است.

- ترافیک تهران هم بحث دیگری است متاسفانه ترافیک و آلودگی تهران خیلی معضل پیچیده ای است و متاسفانه هم می گویند شما هم می گوئید که من حل می کنم بحث خودروهای  فرسوده بحث مطرح است که طبق آمار سه میلیون و دو هزار خودرو فرسوده داریم و طبق مصوبه سالی 200 خودرو جمع آوری می شود حتما اطلاع دارید سایپا و ایران خودرو این طرح را متوقف کردند. طبق آمار سایپا فقط 10 هزار خودرو از رده خارج کرده است، شما چرا طرح نمی دهید حداقل راهکار نشان دهید که اگر شما هم رئیس جمهور نشدید کسی دیگر بتواند آن کار را انجام دهد.

احمدی نژاد : اینکه گفتید من از موضع شهرداری گفته ام این مشکل را حل می کنم چنین چیزی نگفته ام. چون سر وته کار دست شهرداری تهران نبود. اشکالی که من به مدیریت کلان کشور نه مدیریت میانی دارم به همین برمی گردد که نگاه، کلان و علمی نیست. طرح جمع آوری خودروهای فرسوده طرح دولت بود. من نمی دانم،  ابعاد کار دست مدیران نیست، آیامتوجه نمی شوند که جمع آوری 200 هزار خودرو یعنی چه؟ اولا چقدر منابع مالی می خواهد که این را بالاخره می شود فراهم کرد. در ثانی چقدر فضا می خواهد برای اوراق کردن اینها می دانید قبرستانی به اندازه یک استان نیاز است که خود آن  نگهداری و تجهیز و ... می خواهد.

ما در پروسه کارهایمان را تعریف نمی کنیم فکر می کنیم کارها فقط مصاحبه و سخنرانی است. این نگاه علمی نیست.

معضل ترافیک و آلودگی بر می گردد به یک تصمیم، اصلا در شهرهایی مثل تهران شما نمی توانید جا به جایی را با سواری انجام دهید به هر ترتیب با سواری حمل و نقل انجام شود نتیجه آن راه بندان و ترافیک و آلودگی است.

باید بیش از 65 درصد جابجایی حمل و نقل توسط وسائط عمومی باشد و نباید در این تردید داشت. حالا یکسری کشورها قبلا سرمایه گذاری کرده اند شبکه های ریلی را گسترش داده اند اما ما تازه شروع کرده ایم باید زود این کار را انجام دهیم و این به یک تصمیم ملی نیازمند است. ما حتی استقراض کنیم یا از ذخیره ارزی باید مشکل را حل کنیم .15 شهر بزرگ داریم که بیش از 55 درصد مصرف بنزین را دارند.اگر از محل ذخایر ارزی سرمایه گذاری کنیم ظرف 5 سال حمل و نقل عمومی آنها را سامان دهیم تا مردم فرصت انتخاب داشته باشند بعد بنزین را محدود می کنیم و بعد ازآن بحث خودرو فرسوده را پیگیری می کنیم.

نقش دولت همین نگاه کلان است یعنی ریشه ها را پیدا کند. باید ترجیحاتی ایجاد شود واز طرف دولت چرخه ای بوجود آید در این صورت خودرو فرسوده خود به خود خود به خود حذف می شود و کنار می رود. البته نیازمند مدیریت واحد شهری هم هستیم.

- در ایام انتخابات شعارهایی داشته اید بحث نشانه و آثاری از نفت باید سر سفره مردم باشد خیلی حرف طمع انگیزی است آیا شما راهکار مناسبی برای آن دارید؟

احمدی نژاد: در رابطه با نفت ما باید مازاد درآمد نفتی مان یک ارتباطی با زندگی مردم پیدا کند و این شدنی است. وقتی نفت می شود 50 دلار باید یک تغییری در زندگی مردم اتفاق بیفتد اگر 8 دلار هم می شود باید اتفاقی بیفتد. این رابطه الان قطع است به خاطر اینکه اولویت ها درست تعریف نشده است، می شود تعریف کرد. ما باید به هر استان از مازاد درآمد نفتی با اولویت سهمیه بدهیم.

باید هر سال مازاد درآمد نفتی را به نسبت استان ها اختصاص دهیم نه اینکه همه مازاد درآمد زیرا بخشی در سرمایه گذاری های زیر ساختی سرمایه گذاری کلان کشور وارد می شود.

بودجه را به همان استان دهیم تا کار کند این یعنی نشان دادن سهم درآمد نفتی در زندگی مردم به طور مستقیم.

این می تواند در کنار صندوقی که برای اشتغال و ازدواج و مسکن جوانان پیش بینی کرده ایم یک مجموعه شود و همانجا مدیریت شود. گردش مالی استان متعلق به همان استان باشد، البته این کار محدود در کشور ما اتفاق افتاده که اجازه ندادند که ادامه پیدا کند و این شدنی است.

- نظر شما درباره موسیقی چیست؟ موسیقی سنتی که جای سوال ندارد، اما موسیقی پاپ خیلی رشد کرد اما در حاشیه اتفاقاتی افتاد و در چند وقت اخیر موسیقی پاپ دچار مشکل شده است. کنسرت ها کنسل می شود سالنی گیر نمی آورند؟ آیا شما موافق موسیقی پاپ هستید نظرتان چیست؟

احمدی نژاد: اصولا هنر از جمله موسیقی لازمه زندگی است ملت ایران هم ملت هنرمندی است. مردم در محاورات روزمره هم واژه ها و ادبیاتی که به کار می گیرند بسیار هنرمندانه است به نظر من دولت باید مرزها را مشخص کند و حمایت کند و در همه بخشها به خصوص موسیقی مرزهای موسیقی را می شود تعیین کرد .

- آیا فکر می کنید این وظیفه دولت است و دولت باید مرزها را مشخص کند؟

احمدی نژاد: بالاخره ما بخش های فرهنگی داریم دولت باید بخواهد تا معرفی شود به مردم البته معرفی به معنای اجرا و الزام نیست ،به معنای مرزهای حمایت است دولت باید حمایت کند از تولید هنری از فعالیت های هنری چون مدیریت فرهنگی ما یک مدیریت منفعلی بوده است.

همه عرصه ها چنین است فقط موسیقی را اشاره نمی کند الان تاتر ما دچار معضل است. سینما هم همینطور نقاشی و نویسندگی هم، در واقع مدیریت فرهنگی ما فعال نیست. فعال یعنی اینکه شما یک جهتی را حمایت کنید تا تولید صورت گیرد متاسفانه الان در اکثر بخش ها مصرف کننده شده ایم. وقتی تولید فرهنگی و هنری رونق پیدا کند خود مردم بهترین ها را انتخاب می کنند.

- شما قائل به وجود این موسیقی هستید؟

احمدی نژاد: من می گویم هنر چیزی است که باید حمایت شود. خوشم می آید یا نمی آید معنا ندارد. وظیفه دولت این است که از تولید بخش های مختلف هنری حمایت شود مردم هم انتخاب می کنند.

- آیا آقای احمدی نژاد سابقه سیاست خارجی و کنترل بحران ها را داشته اند یا خیر؟

احمدی نژاد: ما از ابتدای انقلاب دو وزیر خارجه بیشتر نداشته ایم. اگر منظور این است که حتما باید وزیر خارجه می بودیم خیر، اما مدیریت امروز یک علم و توانمندی است که بتواند با کسب اطلاعات و شناخت محیط های مختلف وارد شود و مدیریت کند اصولا اینکه یک امری بحران شود یا نشود به مدیر برمی گردد.

ممکن است یک مدیری 60 سال در سیاست خارجی بوده باشد اما کوچکترین حادثه را  به بحران تبدیل کند یا یک مدیری در ابتدای کار بزرگترین بحران ها رابه فرصت تبدیل کند . این برمی گردد به نگاه استراتژیک یک مدیر، البته توجه داشته باشید در هر عرصه ای باید از تیم و گروه متخصصین و مشاورین و اهل فن استفاده شود. در سیاست خارجی هم همین است، ضمن اینکه سیاست خارجی اصولا خروجی یک نفر نیست، خروجی یک ملت است.

سیاست خارجی نماد خواست ها و منافع ملی و امنیت ملی یک ملت است یک فرد نیست. الان تعریف سیاست خارجی با تعریف صد سال قبل کاملا متفاوت است. در سیاست خارجی در حال حاضر سه نگاه داریم.

یک نگاه کاملا منفعل که می گوید در دنیا یکسری مناسبات رخ می دهد ما هم باید تن بدهیم به این مناسبات و هرچه پیش آمد اشکال ندارد، که این در واقع نوع مدیریت منفعل در سیاست خارجی است.

یک نوع نگاه دیگر داریم که می گوید مناسبات جهانی یک نوع مناسبات ظالمانه است. تمام سازمان ها ازطریق قدرت های بزرگ هدایت می شوند و ما نباید وارد شویم، اصلا باید تعامل را قطع کنیم و با این نظام ها برخورد کنیم که این هم افراط از سوی دیگر و بی تدبیری است و نتیجه ای برای ملت ما نخواهد داشت.

سوم چیزی است که من دنبالش هستم و آن سیاست خارجی فعال است.  یعنی ملت ما و دیپلماسی ما باید با قدرت در عرصه های جهانی حاضر شود تاثیر گذار باشد تحول آفرین باشد واز همه فرصت ها استفاده کند.

سیاست فعال یعنی اینکه همه فرصت های جهانی را به نفع ملت استفاده کرد الان همه جای دنیا تجارت پشتیبان سیاست است و سیاست هم پشتیبان تجارت است اما چون ما سیاست خارجی مان غیر هماهنگ و منفعل است شما می بینید همزمان که از یک کشور 500 میلیون دلار جنس می خریم همزمان آن کشور علیه ما در جهان فعالیت سیاسی می کند اصلا در دنیا این چنین نیست.

الان نزدیک 20 میلیارد دلار با اروپا مبادلات داریم اما بدترین موضع گیری ها از سوی اروپا علیه ما انجام می شود پس ما هم از آنان خرید نمی کنیم. یعنی هم بازار ما را داشته باشند هم علیه ما موضع گیری می کنند که نشام دهنده ضعف دیپلماسی است .صد میلیون دلار می خواهند خرید کنند 8 شرط می گذارند.

ما با همه مراوده سیاسی خواهیم داشت این یک اصل در سیاست خارجی است، اما اولویت گسترش ارتباطات را باید درست تعریف کنیم.ارتباط با آنها که دیدگاههای مشترک  داریم و حقوق متقابل را نسبت به هم رعایت می کنیم در اولویت باشد. الان دیپلماسی ما از ته خط شروع کرده است. با آنها که کمترین اشتراک را دارد بیشترین سرمایه گذاری را می کند، مدام باج می دهد، دستاوردی هم ندارد . این نمی تواند منافع ملت را در پی داشته باشد. البته این مفهومش دعوا نیست، به معنای استفاده از توانمندی های ملت است.

اگر بنا است شما یک قراردادی ببندید مثلا 200 میلیون دلار برای تربیت دانشجو باید شرط بگذارید. حالا ما جنس را بخریم امتیاز هم بدهیم. نکته دیگر اینکه ناهماهنگی در سیاست خارجی داریم ما الان در بعضی کشورها یک سفارتخانه داریم که 16 نمایندگی از بخش های مختلف دارد. سفارتخانه ما درگیر یک جنگ سیاسی است با یک کشوری آن وقت یک نماینده وارد می شود میلیاردی از همان کشور خرید می کند.اینها باید زیر یک پرچم بیایند. قدرت اقتصادی ما باید پشتوانه سیاست خارجی ما شود. منافع ملی ما و امنیت ملی ما را حفظ کند این ها شدنی است این می شود سیاست خارجی فعال.

الان فرصت هایی که ما در عرصه سیاست داخلی داریم بسیار بالاست ملت ما ملت ضعیفی نیست که هرکسی بتواند به آنها اهانت کند یا نظری را تحمیل کند ما از توانمندی هایمان با حکمت استفاده نمی کنیم.

مدیریت سیاست خارجی ما باید اول ملت را باور کند، توانمندی های ملی را بشناسد با اتکا به اینها وارد عرصه شود. تعامل ما تعامل مثبت است، دوست داریم با همه رابطه صمیمی و دوستانه داشته باشیم اما در جهت امنیت ملی خودمان.

- شما به جذب سرمایه های خارجی قائل هستید ؟ اگر چنین هست فکر می کنید چه هزینه فرهنگی را باید بپردازیم؟

احمدی نژاد: برای پاسخ به این سوال به بحث سیاست خارجی رجوع می کنم ؛ متاسفانه به خاطر انفعال سیاست خارجی این تصور درعموم بوجود آمده که اگر بخواهیم جذب سرمایه خارجی کنیم باید امتیاز دهیم .الان در دنیا سرمایه سرگردان است. هیچ جا به اندازه ایران سرمایه سود نمی دهد.

در دنیا یک درصد و دو درصد و سه درصد سود می دهد.  ما منفعل هستیم فکر می کنیم باید امتیاز بدهیم علتش هم این است که سازوکار مدیریت سرمایه در کشور ما سازوکار ناقصی است ،حتی سرمایه داخلی را هم نمی توانیم کنترل کنیم. سرمایه گذاری داخلی مورد حمایت نیست. در حال حاضر 13 سازمان دولتی پدر سرمایه گذار را در می آورند و وقتی نگاه منفعلانه است، باید امتیاز هم بدهیم.

عین این قضیه در سازمان گردشگری و میراث فرهنگی وجود دارد. ریسک سیاسی و امنیتی نیست یک دروغ است ریسک مقرراتی است. الان سرمایه داخلی معطل است. اگر این را سامان دهیم بستر برای سرمایه گذاری خارجی ایجاد می شود.

باید سیاست های پولی - مالی ما و بورس اصلاح شود. اگر اطلاعات بورس شفاف شود، مردم استقبال می کنند. الان بازار بورس بیشتر دست شرکت های دولتی است .این بانک سهام یکی دیگر را می خرد قیمت را بالا می برد و بانک هم می گوید سهام من رفت بالا پس موفق هستم .دیگری هم سهام آن را می خرد. اینها که اقتصاد کشور را راه نمی اندازد. بورس باید اطلاعاتش کاملا شفاف به روز و دقیق در اختیار مردم باشد.  یعنی مدیریت بورس باید امین مردم باشد و مردم بدانند اطلاعاتی که از بورس گرفته اند کاملا دقیق است.

در گردشگری هم مدیر می گوید ما باید امتیاز فرهنگی بدهیم به دروغ می گویند گردشگران می خواهند طور دیگر بخورند و بپوشند اینجا نمی شود. نظرسنجی شد از خود گردشگران که اکثرا به لحاظ جسمی مریضی دارند اینها نمی توانند از یزد تا کرمان بدون فضای استراحت و بهداشتی سر کنند مشخص است که نمی توانند 8 ساعت دراتوبوس بدون امکانات رفاهی تحمل کنند.

اینها چیزهایی است که خودشان نوشته اند. خواست آنان امکانات رفاهی است که فراهم نشده است. مشکل ما این نیست که آنها می خواهند شرب داشته باشند و نتوانند ،اتفاقا خیلی رعایت می کنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم تیر 1384ساعت 19:10  توسط سید مصطفی میرمحمدی میبدی  | 

با محسن هم سنگر بودم.خيلی با هم رفيق بوديم.هر دوتامون توی گردان رزمی بوديم.محسن آرپيجی زن بود و من کمکش.اون موقع خيلی تلاش کرديم که ما هم بريم برای ملاقات امام.اما قسمت نمی شد.آخرش تصميم گرفتيم که دوتايی يه نامه برای امام بنويسيم.نامه رو نوشتيم و از منطقه پست کرديم برای دفتر امام.درست فردای روزی که نامه رو پست کرديم اعزام شديم به خط.

روز دوم يا سوم بود که ما مستقر بوديم.که يکهو دشمن پاتک شديدی رو برای بازپس گيری منطقه شروع کرد.ما هم که خيلی غافلگير شده بود شروع به دفاع کرديم.تا عقبه از اين پاتک با خبر بشه و شروع به پشتيبانی کنه دشمن ما رو محاصره کرد.محسن زخمی شد.اوضاع خيلی خراب بود.هر کاری کرديم نتونستيم بچه های زخمی رو عقب ببريم.خودمون عقب نشينی کرديم و من با ناراحتی زياد و چشم گريان محسن رو جا گذاشتم.بعدا از طريق بچه های اطلاعات متوجه شدم که محسن اسير شده.

گذشتو من برگشتم خونه و ديدم که مادرم يه نامه داد بهم و گفت از دفتر امامه.

هر کاری کردم دلم نيومد بدون محسن نامه رو باز کنم.تصميم گرفتم صبر کنم تا آزاد بشه بعد با هم نامه رو بخونيم.

گذشت...

امام فوت کرد...

محسن آزاد شد....

يه روز رفتم خونشون.قضيه نامه رو تعريف کردم.بعد با هم نامه رو باز کرديم.نامه رو که خونديم.ديگه نتونستيم جلوی خودمون رو بگيريم.های های گريه کرديم.

متن نامه اين بود:

به نامه خدا

برادر محسن.... و برادر مرتضی .....

سلام عليکم

.........

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم تیر 1384ساعت 12:34  توسط سید مصطفی میرمحمدی میبدی  | 

يكي از اعضا خانواده شهيد با صداي بلند خطاب به دكتر احمدي‌نژاد گفت: "آقاي دكتر هر زماني كه خواستي كج بروي اين هفتاد و دو شهيد را بياد بياور" (ما از اين جمله ناراحت شديم و آن را چندان مناسب نديديم.) اما آقاي احمدي نژاد ابتدا سكوتي كرد. بعد دو دست را بر روي چشمان خود گذاشت و با صداقت كامل چندين بار تكرار كرد "چشم، چشم، به روي چشم".

فرزند شهيد علي درخشان (از شهداي فاجعه هفتم تير) مشاهدات خود از ديدار رييس جمهوري منتخب با خانواده شهداي هفتم تير، را بيان مي كند.
امير حسين درخشان با اشاره به رفتارهاي مردمي محمود احمدي‌نژاد در دو ديداري كه با خانواده شهداي هفتم تير و حضور در مراسم بزرگداشت اين شهيدان داشت، گفت: رفتار مردمي آقاي دكتر احمدي‌نژاد بقدري صادقانه و از عمق وجود بود كه هر بيننده اي را به شگفتي وا مي داشت.
وي تصريح كرد: من دليل راي بالاي آقاي احمدي‌نژاد را همين رفتار صادقانه و بدور از تجملات مي دانم. رفتاري كه براي مردم ايران ديگر به رويا شبيه شده و به جز سال‌هاي اول انقلاب از مسوولي در اين سطح نديده بوديم.
اين فرزند شهيد افزود: ديداري كه خانواده شهداي هفتم تير با آقاي احمدي‌نژاد در ساختمان قديمي مجلس داشتند، پر از نكات جالب از رفتار مردمي ايشان بود. به عنوان مثال در اين ساختمان جاي چنداني براي حاضرين نبود و بعضا خانم‌هايي مجبور بودند كه ايستاده مراسم را تماشا كنند. آقاي احمدي‌نژاد به محض ورود اولين نكته‌اي را كه توجه كردند همين بود. ايشان در ابتدا نگاه كردند كه آيا جا به اندازه كافي براي همه هست و يا نه؟ پس از آن بود كه به روي صندلي نشستند و از اينكه صندلي به اندازه كافي براي همه نبود متاثر شدند.
درخشان افزود: پس از پايان جلسه خبرنگاران به دور آقاي احمدي‌نژاد حلقه زدند و قصد مصاحبه داشتند كه يكي از افراد خانواده شهيد با صداي بلند گفت "آقاي احمدي نژاد خبرنگاران هميشه هستند. پس امروز را به حرف هاي ما گوش كنيد" كه ايشان با كمال خوش‌رويي پذيرفت و تاكيد كرد كه براي شنيدن حرفها تا آخر مي ماند و همين كار را هم كرد. تا آخر در ميان ما ماند و به حرف هاي خانواده شهدا گوش كرد.
وي افزود: در اين ميان يكي از افراد خانواده شهيد با صداي بلند خطاب به دكتر احمدي‌نژاد گفت "آقاي دكتر هر زماني كه خواستي كج بروي اين هفتاد و دو شهيد را بياد بياور" ما از اين جمله ناراحت شديم و آن را چندان مناسب نديديم. اما آقاي احمدي نژاد ابتدا سكوتي كرد. بعد دو دست را بر روي چشمان خود گذاشت و با صداقت كامل چندين بار تكرار كرد "چشم، چشم، به روي چشم".
فرزند شهيد درخشان ادامه داد: در ميان صحبت‌ها به آقاي احمدي‌نژاد متذكر شدم كه عمده مشكل مسوولان ما اطرافيان آنها هستند. اطرافياني كه در چنين روزهايي به دور مسوولان حلقه مي زنند و به دنبال سوء‌‌استفاده هستند. شما مواظب اين افراد باشيد. آقاي احمدي نژاد زير لب به من گفت " حواسم كاملا هست. تذكر بسيار خوب و به جايي داديد".
وي خاطرنشان كرد: آقاي احمدي‌نژاد تمامي انتقادها را با روي باز مي‌شنيد. به تمامي خواسته‌هاي ما توجه كرد. مشكلاتي كه داشتيم را با دقت گوش كرد و هيچگاه از اين كار خسته نشد. با نشاط كامل صحبت خود را با ما ادامه مي داد. و زماني كه محافظان ايشان بر حسب آنچه كه آموزش ديده و بر حسب عادتي كه داشتند سعي در متفرق كردن مردم داشتند ايشان به شدت جلوي اين كار را مي گرفت. ايشان حتي به حرف بچه‌هاي كوچك هم با دقت گوش مي داد.
يك نكته قابل توجه در اين جلسه اين بود كه يكي از افراد خانواده شهيد تلفني با برادرش تماس گرفت و بعد تلفن را به نزد ايشان برد و از آقاي احمدي‌نژاد خواست با برادرش صحبت كند. كاري كه براي ما عجيب بود ولي ايشان با روي باز پذيرفت و براي دقايقي به صورت تلفني با كسي كه هرگز نديده بود صحبت كرده و به مشكلاتش گوش كرد. در پايان و به هنگام خداحافظي هم رو به ما كرد و گفت: "اين ساختمان براي شما است. ما جاي شما نشسته ايم".
اين فرزند شهيد ادامه داد: شب همان جلسه ما مراسمي در محل شهادت شهداي هفتم تير داشتيم. من زماني به اين مراسم آمدم كه به طور اتفاقي ايشان هم همزمان رسيدند. با يك ماشين پژوي معمولي و به همراه يك محافظ و آقاي چمران. بلافاصله به ميان مردم آمدند. با تمامي مردمي كه در آنجا حاضر بودند به خوبي سلام و احوال پرسي كردند. بارها شاهد بودم مردمي به طرف ايشان رفته با وي دست داده و بعد از رفتن آقاي احمدي‌نژاد تازه متوجه شدند كه با چه كسي دست داده و روبوسي كرده‌اند. من به شخصه شاهد بودم كه بر خلاف مسوولان ايشان شخصا كفش خود را درآورده و به درون كيسه گذاشتند.
درخشان ادامه داد: بعد از ورود به مراسم بر خلاف ديگر مسوولان به جايگاه مسوولان نرفته و به سمت مردم آمدند و در جايگاه مردم معمولي نشستند. تعدادي از مسوولان به ايشان اصرار كردند كه به جايگاه بياييد اما قبول نكردند. حتي يكي از مسوولان آرام به ايشان گفت كه ديگر مسوولان حاضر در جلسه از اينكه شما به كنار آنها نمي رويد ناراحت مي شوند ولي آقاي احمدي‌نژاد در جواب گفت: "مراسم كه تمام شد مي روم و به آنها سلام مي‌كنم". وي افزود: هنگامي كه آقاي احمدي‌نژاد در ميان مردم نشست يك جوان كه معلوم بود از قشر ضعيف جامعه است و لباس مرتبي نداشت در نزديكي ايشان نشست. مردمي كه شاهد صحنه بودند آرام به وي گفتند كه جايش را عوض كند اما آقاي احمدي‌نژاد با دست به اين جوان اشاره كرد كه بيا و نزديك من بنشين. ما همگي با تعجب به اين صحنه‌ها نگاه مي كرديم. يك نكته جالب ديگر اينكه هنگامي كه مراسم آغاز و يكي از خطبا در حال سخنراني بود نوزادي را آوردند كه ايشان در گوش آن نوزاد اذان بخوانند. آقاي احمدي‌نژاد با خوش رويي اين كار را پذيرفت و با متانت خاصي اذان را در گوش اين نوزاد اقامه كرد. اين صحنه ها را ما در خواب هم نمي توانستيم ببينم.
فرزند شهيد درخشان اظهار داشت:من معتقدم كه اين نوع رفتار مردمي آقاي احمدي‌نژاد كاملا صادقانه است و مردم اين را فهميده و به ايشان راي داده اند. حس باطني ۱۷ ميليون نفر هيچگاه اشتباه نمي كند. ايشان هم بايد بدانند كه اين رفتار را بايد ادامه داده و تا آخر بر مواضع و وعده‌هاي خود استوار باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم تیر 1384ساعت 12:26  توسط سید مصطفی میرمحمدی میبدی  |